یه زمانی ابراهیم نبوی طنرپرداز همکارمون توی روزنامه های اصلاح طلب که در اون دوره اکثر جامعه مطبوعات را شامل می شدن ستون های طنزی داشت که همه با ستون شروع می شدن .

مثلا اسم یکی از این ستون ها که یادم نیست توی کدوم روزنامه بود "چهلستون " بود ، اون که تعطیل شد، توی یه روزنامه دیگه ستونی داشت به نامه " بیستون".

حالا نمی دونم چرا مدتیه همش به فکر این نوع اسمام.

واسه همین ناخودآگاه اسم این مطلب رو گذاشتم " از این ستون تا اون ستون"

راستش دیروز که داشتم آرشیو روزنامه شرق رو توی کتابخونه شخصی ام جابجا می کردم هوس کردم یه مروری بکنم و جالب اینه که صفحه اولی که باز شد مقاله ای بود که اندیشه های خاتمی رو قبل وبعد از رئیس جمهور شدنش مقایسه کرده بود .

به محتوای مطلب کاری ندارم چون ممکنه هر کسی نطری داشته باشه که هم برای خودش والبته برای من هم محترمه ، اما نکته جالب  این بود که در ابتدای مقاله جملاتی از سید محمد خاتمی نقل شده بود که در فروردین ۱۳۷۶ و درست دو ماه قبل از انتخابات تاریخی دوم خرداد بیان کرده بود .

ناخودآگاه دیدم وجه تسمیه خوبی داره با اوضاع و اتفاقاتی که امروز در ایران می گذره، هر چند اوضاع انقدر کشمشی شده که بعیده بشه در خصوص اوضاع این روزها آزادانه نوشت اما فکر کنم حداقل به خاطر یه همچین مطلبی عید مهمون سعادت آبادی های عزیز نشم البته اگر هم دعوت شدیم که بالاخره دعوتشون رو رد نمی کنیم که ناراحت شن.

پس برای محکم کاری عید رو پیشاپیش تبریک می گم واگه زنده بودم وامکان نوشتن برام وجود داشت بازم می نویسم.

راستی مدتی بود که به مدیریت یکی از نهادهای رسانه ای منصوب شده بودم اما واقعا نمی خواستم ادامه بدم چون تقریبا آینده قابل پیش بینی بود والان چند روزی هست که از اون سمت استعفا دادم واومدم بیرون .

اگرچه حقوق ومزایای خیلی خوبی داشت اما نمی خواستم اگر یه همچین روزایی پیش اومد دودل باشم که با مردم باشم یا با دولت.

 

"اندیشه را هیچ وقت نمی توان محصور کرد.فکر در خفقان آور ترین محیط ها هم به بند کشیده نمی شود،ولی آرا وافکار اگر محیطی مناسب برای بیان آزاد خود نیابند زیرزمینی می شوند وبه ضد فکر مبدل می گردند.

به باور من بزرگترین ستم در حق یک جامعه ، محروم کردن آن جامعه از آرا و افکار خود آن جامعه است.

این امر در حقیقت بیش از آن که ظلم به فرد باشد ، ظلم به جامعه است."

سید محمد خاتمی فروردین 1376 ویژه نامه سلام